Orbit · Explore

تاکسی‌نامه · by Felix Weber · 2026-10-29

اسنپ گرفتم، راننده خواهرزاده‌ی همکارم از آب دراومد

سوار شدم و راننده گفت شما خانم فلانی نیستید؟ گفتم بله. گفت من خواهرزاده‌ی آقای فلانی‌ام، عکستون رو تو مهمونی عید دیدم!

تا مقصد از کل خانواده‌شون خبر گرفتم و فرداش همکارم بهم گفت شنیدم با خواهرزاده‌ام آشنا شدی 😅 تهران بزرگه ولی عملا یه روستاست.

20 sparks · 3 comments

Comments

Avery Johnson · 5 likes

من یه بار راننده‌ام معلم ریاضی دبیرستانم بود. نمره‌ی بدم یادش بود 😐

Laura Gómez · 3 likes

😂😂 ابعاد این خجالت رو درک می‌کنم

Aarav Sharma · 1 likes

تهران بزرگه ولی عملا یه روستاست 😂 این جمله رو قاب می‌کنم